X
تبلیغات
تفكر مثبت

























تفكر مثبت

تفکر مثبت راهی بسوی موفقیت بیشتر

در شكفتن جشن نوروز برايت در همه سال:

سرسبزي جاودان،شادي،

انديشه اي پويا،آزادي

و برخورداري از همه نعمتهاي خدادادي را آرزومندم.

نوشته شده در 2014/3/19ساعت 11:41 توسط گیلدا| |


فرقی نمی كند كه دیندار باشی یا بی دین.در كفه ترازوی عدالت خداوند بی دین و دیندار یكسان است.هر عملی كه مرتكب شوی چه نیك چه بد سرانجام آن را خواهی دید.
برایم مثل روز روشنه كه نتیجه تمام اعمالت رو در همین دنیا می بینی حالا حتی اگه به خدا و پیامبر و دنیای باقی اعتقاد نداری .خودت رو كه دوست داری.پس به خاطر خودت به كسی بد نكن.انشااله سالی بهتر و زیباتر از سالهای پیش داشته باشی.
به امید یك تحول ذهنی جدی در سال
1393

نوشته شده در 2014/3/19ساعت 11:40 توسط گیلدا| |

وقت ارزشمندت را براي شايعات،آنچه در گذشته اتفاق افتاده،افكار منفي و هر آنچه تحت كنترل ات نيست صرف نكن،بهتر است وقت و آنرژي ات را براي بهبود اكنون ات صرف كني.


نوشته شده در 2014/1/28ساعت 10:5 توسط گیلدا| |

علم قاطعانه ثابت كرده كه انرژي نه ايجاد مي شود و نه از بين مي رود،بلكه فقط شكل و قالب آن تغيير مي كند.بسياري از مردم از مرگ وحشت دارند،اما آگاه باش كه تو موجودي معنوي هستي.خودت انرژي هستي.بنابراين، جوهر ناب تو هميشه بوده،هست و خواهد بود.

نوشته شده در 2014/1/28ساعت 9:58 توسط گیلدا| |


انسانهای افسرده در گذشته زندگی می کنند،انسانهای مضطرب در آینده و انسانهای آرام در حال.

the depressed live in the past, the anxious in the future, and the composed in now here

نوشته شده در 2013/10/20ساعت 14:21 توسط گیلدا| |

سلام.برای شفای یک کودک بیمار که تنها زندگی نباتی داره به نام صبا فروزنده یه ختم قران دسته جمعی می خواهیم بگیریم.هر کس مایله اعلام کنه.اینم سایت صبا:
http://hedieh76.blogfa.com/

نوشته شده در 2013/9/7ساعت 8:55 توسط گیلدا| |


نوشته شده در 2013/8/28ساعت 11:38 توسط گیلدا| |

اگر تمام عمر را هم در زندان غم و تنهایی اسیر باشی،کسی برای نجاتت نخواهد آمد .

از زندانی که خود ساخته ایی، بیرون بیا.طعم زندگی را احساس کن و از آن لذت ببر...


never expect a savior if you are the prisoner of your solitude and sorrow break your self made prison redeem yourself taste and enjoy the flavor of life...

نوشته شده در 2013/8/11ساعت 13:7 توسط گیلدا| |

پسر گرسنه اش است ، شتابان به طرف یخچال می رود،در یخچال را باز می کند.عرق شرم بر پیشانی پدر می نشیند.پسرک این را می فهمد ، دست می برد بطری آب را برمی دارد.کمی آب در لیوان می ریزد.صدایش را بلند می کند:چقدر تشنه بودم.پدر این را می داند پسر کوچولویش چقدر بزرگ شده است.آیا من هم آن قدر بزرگ شده ام که نقص ها و نداری های دیگران را به این راحتی ها به رویشان نیاورم؟بعضی آدمها بیان عیب و نقص و اشتباهات دیگران را دلیل بر زرنگی و هوشمندی خودشان می پندارند.غافل از اینکه خیلی ها دیگر زودتر از آنها فهمیده بودند اما آنقدر بزرگ شده بودند که....

نوشته شده در 2013/8/3ساعت 11:12 توسط گیلدا| |


روزی روزگاری ماهیگیری جوان ماهی ای طلایی گرفت.تا خواست ماهی را در سبد بیندازد ماهی شروع کرد به حرف زدن و با لهجه غلیظ دریایی گفت:-“هی ! ماهیگیر جوان ! من شاهزاده ی این دریا هستم و با قدرت جادویی ام می توانم هر آرزویی را برآورده کنم . بگذار بروم . در عوض تمام آرزوهایت را برآورده می کنم . “
ماهیگیر جوان که از خوشحالی در پوست خودش نمی گنجنید چشمانش را بست و رفت به دنیای خیال . دید که خوش تیپ و پولدار است . با زیباترین دختر جهان ازدواج کرده و کودکان زیبایی را دید که در باغ های بزرگ بازی می کنند .
مرد جوان آرزو کرد که هیچ وقت مریض نشود و هیچکدام از آنهایی که دوست شان دارد هرگز نمیرند و خودش تا آخر عمر خوب و خوش زندگی کند .ماهیگیر جوان خیال کرد و خیال کرد و با چشمان بسته آرزوهای بیشماری را یک به یک شمرد تا که ساعتها گذشت .
چشمانش را که باز کرد و .....

ماهی در دستانش مرده بود


نوشته شده در 2013/7/6ساعت 11:25 توسط گیلدا| |

Design By : Night Melody