تبليغاتX
تفكر مثبت
تفكر مثبت
تفکر مثبت راهی بسوی موفقیت بیشتر
 

قسمت دوم:

شما با رفتار خود به دیگران آموزش می دهید نه با گفتار خود:

اگر نمی خواهید کسی کاری انجام بدهد، می توانید از او بخواهید درباره آن حرف بزند . چون انسان ها هر چه بیشتر حرف بزنند، کمتر کار انجام می دهند. «کارلایل»

وقتی سعی می کنید برای دیگران تشریح کنید که باید چه رفتاری با شما داشته باشند، از خود بپرسید آیا این حرفهای شما واقعاً مشکلی را حل می کند؟آیا شما انرژی خود را صرف حرف زدن با کسی می کنید که اصولاً برای حرفهای شما ارزشی قایل نیست؟آیا فرزندان تان حرفهای شما را از یک گوش می گیرند و از گوش دیگر در می کنند؟

                                    *********************************

یکی از غیرمنطقی ترین رفتار افراد قربانی این است که از دیگران انتظار انجام کارهای غیرواقعی دارند.و وقتی آنها انتظارات شان را برآورده نمی کنند، احساس صدمه ، بیزاری، رنجیدگی و پریشانی می کنند. این رفتار خودآزاری نامیده می شود . فرض کنید با یک انسان مست روبه رو می شوید و شما از رفتار او در حالی که مست است عصبانی می شوید. شما باید با او رفتاری این چنینی داشته باشید:او را نادیده بگیرید، از او دوری کنید و یا روش دیگری که بتواند مفید باشد،انتخاب کنید.به این ترتیب شما به او اجازه نخواهید داد که مهار شما را در دست بگیرد.نمونه کلی مثل انتظار رفتار هوشمندانه از یک فرد مست را عنوان می کنم:

1- همسر من اصولا ادم ساکتی است و چیزی که مرا واقعا عصبانی می کند این است که زیاد با من حرف نمی زند.(شما از یک انسان ساکت چه چیزی انتظار دارید؟در این صورت عصبی شدن شما در شرایطی که می دانید او این اخلاق را دارد بیهوده است .مهم این است که شما به جای اینکه به آنها تعلیم دهید عادتهای بدشان که شما را ناراحت می کند کنار بگذارند به آنها می فهمانید که اجازه نخواهید داد ، رفتارهای قابل پیش بینی آنان شما را ناراحت کرده و یا بر سر راهتان مانعی ایجاد کند.

بسیاری از مردم تصور می کنند که قاطع بودن به معنای اعمال برخورد تهاجمی و تند است . اما چنین نیست.این کار به معنای این است که از حق خود در کمال شجاعت و اعتماد به نفس دفاع کنید و در برابر قربانی شدن موضع گیری کنید.شما می توانید هنر مخالفت کردن را بیاموزید بدون آنکه فرد ناخوش آیندی به نظر آیید. کسانی توانسته اند به اهداف خود برسند و مهار زندگی خود را در دست گیرند، افرادی هستند که وقتی مورد تهدید دیگران قرار گرفته اند از پافشاری بر حق و خواسته شان نترسیده اند.ممکن است آنها افراد شجاعی نباشند ولی روی نظر خود ثابت قدم بوده و نمی خواهند دیگر بار قربانی شوند.در اینجا چند نمونه از افراد فریبکار و نحوه برخورد با آنها در زمانی که می خواهید به آنها بفهمانید باید چگونه با شما رفتار کنند را بیان می کنم:

1- ادمهای پرچانه و پرحرف:اگر بنشینید و مودبانه به حرفهای یک فرد پرچانه گوش بدهید و به ظاهر سر تکان دهید ولی از خشم دندانهایتان را فشار دهید،در واقع به او اجازه داده اید همان کاری را که موجب خشم شما می شود انجام دهد. شما می توانید در این مورد با یک لحن صمیمانه بگویید:هیچ متوجه هستی یک ربع تمام داری حرف می زنی و می فهمی که من علاقه ایی به این موضوع ندارم؟

2-افراد شاکی:کسانی که از شما به عنوان یک گوش شنوای بزرگ برای شنیدن شکایت های شان استفاده می کنند.شما باید به آنها نشان دهید که برداشت شان از شما غلط است.

3-افراد قلدر:کسانی که یا به قصد شوخی و یا به هر دلیل دیگر،بقیه را کنار می زنند ، به ندرت متوجه نکات ظریف می شوند.

4-افراد اهل مجادله:برای اجتناب از بحث هایی که از آن لذت نمی برید،بهتر است به طور کلی از شرکت در مباحثه امتناع کنید.کسانی که اهل بحث و جدل هستند، با طرح مسایل مورد علاقه خود طعمه های خود را اغفال کرده و آنان را وارد مباحثی می کنند که سرانجام تند و اهانت بار تبدیل می شود. برای رهایی از این دام باید از آنها فاصله گرفته و احساساتی نشوید تا بتوانید از شرکت در بازی امتناع کنید.

5-دروغگویان و لاف زنان:هیچ لزومی ندارد که شما هم به لاف زدن متقابل بپردازید و خود را گرفتار این مسئله کنید که چه کسی می تواند طولانی ترین قصه پرماجرا را که طرف مقابل کوچکترین علاقه یی به آن ندارد،تعریف کند. وقتی شما در این ماجرا شرکت نکنید ، می توانید پرحرفی و پرچانگی دیگران را به آنها یادآوری کنید.

6-سرزنش کنندگان:افرادی که مایلند به شما درس اخلاق داده و سرزنش تان کنند که باید مثل انها فکر، عمل و رفتار کنید ، به کارهای خود ادامه خواهند داد مگر این که به آنها بیاموزید در موقعیتی نیستید که بتوانید با افاده و تکبر شما را تحت سلطه خود بگیرند و به محض این که شما را می بینند شروع به بیان نظرات خود کنند بلکه باید بیاموزید که کمی صبور باشند.اگر آنها متوجه مسئله نشوند، دفعه بعد می توانید به آنها بگویید : برای بار دهم حرف مرا قطع کردی! یا فکر می کنی اگر صبر کنی حرف من تمام بشود ، چیزی که می خواهی بگویی فراموش کنی ؟

6-محرکها: اگر کسی بتواند شما را از طرق مختلف مثل حرف زدن، تصاویر محرک و برانگیزننده ، تعریف کردن لطیفه و یا تعریف کردن داستانهای عجیب و غریب یا هر چیز دیگری تحرک کند می تواند از شما به عنوان طعمه استفاده کند.با قبول نکردن خواسته این افراد به آنها نشان دهید حاضر نیستید به خاطر سرگرمی آنها وارد چنین ماجرایی شوید و در صورت لزوم بگویید این رفتارها را بچه گانه می دانید.

7-کلاه برداران و چاپلوسان:کم توجهی به این افراد معمولاً وسیله موثری است که به افرادی که ارزشی برای شما قائل نیستند بفهمانید می دانید که آنها می خواهند از طریق شما به منافع شان دست پیدا کنند.

8-زود رنجها:کسانی که سعی می کنند ناراحتی خود را از کاری که شما انجام داده اید به وسیله نفوذ و تسلط بر شما نشان دهند فقط در صورتی از رفتار خود دست برمی دارند که به آنها نشان دهید ناراحتی آنها تاثیری بر تصمیم گیری آینده شما نخواهد داشت.سعی کنید این را به آنها بفهمانید و اگر موثر واقع نشد روشی در پیش بگیرید که معمولا در قبال افرادی که درکتان نمی کنند از خود بروز می دهید.

9- آدم فروشها و خبرچینان:اگر فکر می کنید در مورد کاری که انجام داده اید نظر فرد دیگری ازن نظر خودتان مهم تر است و یا نگران آینده مسئله هستید، حتماًاز سوی کسی مورد تهدید قرار گرفته اید و کسی شما را ترسانده. بسیاری اوقات بی اعتنایی و گفتن جمله کوتاه خوب که چی؟به فرد خبرچین نشان می دهد شما از او نترسیده اید. به خاطر داشته باشید که تهدید کردن ممکن است روش خوبی برای مواجه با این افراد باشد ولی داد و فریاد عملاً بی فایده است.

10-کسانی که گناه خود را به گردن دیگران می اندازند:کسانی که هستند می خواهند برای رهایی خود ، جرمشان را به گردن شما بیاندازند. غالباً این کار به معنای فریب دادن شماست.به آنها بیاموزید کالای آنها نزد شما خریداری ندارد و آنها وقتی ببینند مشتری ندارند می فهمند نمی توانند اثر احساس خود را به شما بفروشند.سعی کنید به آنها بفهمانید کاری که در صدد آن هستید ارزشی ندارد ،اما انتظار نداشته باشید که حرف زدن تنها،باعث شود پیشنهاد خود را تکرار نکنند.

11- افراد عبوس:به مردم بگویید با بدبختی آنها همراه نخواهید شد و دوست دارید در حال و هوای خود باقی بمانید.از آنها بپرسید آیا فکر می کنند گرفتار شدن دو نفر از گرفتاری یک نفر در یک ماجرای غم انگیز بهتر است. و در نهایت سعی کنید رفتارهای توام با بداخلاقی را نادیده بگیرید.

12- طمع کاران:می توانید به دیگران علاقمند باشید و در عین حال فریب طمع کاری های غیر اخلاقی و غیر قانونی آنها را نخورید.معنی طمع این است که شما از سهم خود چیز بیشتری را مطالبه کنید.

اینها نمونه های متداول شکارچیان هستند اگر نتوانید طرز رفتار با خودتان را به آنها بیاموزید عنان شما را با بی رحمی در دست خواهند گرفت. شما بسیار بیشتر از آن چه فکر می کنید میتوانید بر واکنش های خود و راه و رسم آنها تسلط داشته باشید.

نوشته شده در تاريخ شنبه 23 آذر1387 توسط گیلدا |

قسمت اول:

رفتار مردم با شما چگونه است؟از شما استفاده می کنند یا سوءاستفاده ؟ آیا فکر می کنید دیگران از شما بهره برداری می کنند و به عنوان یک شخص برایتان ارزشی قائل نیستند؟ بدون اینکه نظر شما را بپرسند برنامه ریزی می کنند و اطمینان دارند با آنها همراهی خواهید کرد؟آیا فکر می کنید که مجبورید وظایفی را انجام دهید که علاقه ایی به آنها نداریدو تنها به خاطر انتظاری که دیگران از شما دارند باید این وظایف را انجام دهید؟اینها قسمتهایی از شکایات افرادی است که فکر می کنند قربانی شده اند. پاسخ آقای وین دایر به تمام این شکایات این است: مردم معمولا با شما همانگونه رفتار می کنند که شما به آنها آموخته اید.

اگر احساس می کنید دیگران از شما سوءاستفاده می کنند ، بهتر است نگاهی به رفتار خود بیاندازید و از خود بپرسید چرا به دیگران اجازه داده اید که با شما چنین رفتاری بکنند. اگر خودتان را مسئول رفتاری که دیگران با شما دارند ندانید، ناچارید آن رفتار را با درماندگی تحمل کنید.

وقتی به دیگران نشان می دهید چه چیزی برایتان قابل تحمل است ، به آنها می فهمانید رفتارشان با شما باید چگونه باشد.اگر رفتاری را برای مدت طولانی تحمل می کنید نشاندهنده این است که شما پذیرای هر گونه سو رفتار با خودتان هستید.اگر به دیگران نشان دهید هیچ نوع سوءاستفاده رفتاری را تحمل نخواهید کرد و قاطعانه سر این حرف خود بایستید، سوءاستفاده کنندگان هم متوجه شده و می فهمند که نمی توانند از شما در جهت منافع خود استفاده کنند.اما اگر حس کنند می توانند در شما نفوذ کرده یا این که مخالفت های شما آنچنان که باید و شاید جدی نیست ، و به نوعی حاضر به پذیرش سلطه آنها هستید،در آن صورت به آنها آموخته اید که هر رفتاری دوست دارند با شما داشته باشند.

 نمونه هایی از مشکلات افراد در این زمینه و مشاوره هایی که انجام شده رو بیان می کنم تا این بحث فوق العاده کاربردی برای همه به طور روشن مشخص شود .

به عنوان مثال خانم A احساس می کرد که به شکلی بی رحمانه تحت سلطه شوهرش قرار دارد،او از این شکایت می کرد که شوهرش از او در جهت منافع خود مثل یک پادری استفاده می کند. او 3 فرزند داشت که هیچ کدام برای او احترام قایل نبودند و به این صورت در اوج درماندگی و افسردگی قرار داشت. این خانم از جمله افرادی بود که از کودکی پذیرفته که قربانی دیگران شود .پدر و مادرش همیشه به جای او حرف زده بودند و از او خواسته بودند برای هر کاری که انجام می دهد ، پاسخگوی آنها باشد.او پدری داشت که بی نهایت پرخاشگر و سلطه جو بود و همه رفتار او را تا زمان ازدواجش تحت کنترل داشت . و بعد از ازدواج شریک زندگی اش هم به طور اتفاقی رفتاری مثل پدرش داشت،در نتیجه ازدواجش نیز برای او به منزله قفس دیگری درآمده بود. تنها چیزی که می دانست این بود که همیشه کسی از طرف او حرف زده بود و به او گفته شده بود چه بکند و یا چه نکند و هیچ وقت کسی آماده نبود تا حرفهایش را بشنود و در سکوت رنج کشیده بود.در واقع خانم A خود به دیگران آموخته بود که با او چگونه رفتار کنند.دیگران مقصر نبودند .طولی نکشید که فهمید طی این سالها با تحمل رفتارهای بد دیگران ، بدون آن که بخواهد تغییری در آن رفتارها به وجود آورد، در واقع خود را در معرض قربانی شدن قرار داده است.به محض اینکه خانم A دریافت مستولیت این کارها متوجه خود اوست و برای یافتن پاسخی برای مشکلاتش باید به درون خود مراجعه کند نه بیرون( دیگران)، توانست به دیگران بیاموزد که در رفتارشان با او تجدید نظر کنند . آقای وین دایر در این مشاوره فرضیه ضربه کاراته را به او پیشنهاد داد.

مشاور:به اولین باری که همسرتان با شما بدرفتاری کرد فکرکنید، مثلاً صدایش را بلند کرد ، عصبانی شد ، شما را کتک زد یا کارهایی مثل این و رفتارهای او موجب خشم و ناراحتی شما شد. چنین ماجرایی ممکن است پیش از بچه دار شدن اتفاق افتاده باشد.خودتان را در این شرایط مجسم کنید ، رفتار خشن شوهر آینده تان شما را کاملاً متعجب کرده زیرا این اولین باری است که این اتفاق می افتد.مجسم کنید اگر به جای وحشت کردن ، مات و مبهوت شدن و یا ترسیدن و گریه کردن ، دست خود را بالا برده و یک ضربه کاراته به شکمش زده بودید چه اتفاقی می افتاد بعد به دنبال این ضربه می توانستید این را بگویید:انتظار چنین رفتاری از تو را نداشتم . من به عنوان یک فرد باشخصیت روی خود حساب می کنم و به هیچ کس اجازه نمی دهم مرا تحت فشار بگذارند. لطفاً از این به بعد قبل از انجام چنین کاری فکر بکن همین.

این یک گفتگوی کاملا آگاهانه است.در واقع در این روش احتیاج به هیچ نوع خشونت، چه فیزیکی و چه غیرفیزیکی نیست بلکه تاثیر روانی آن است که حایز اهمیت است.طولی نکشید که خانم A  قبول کرد که باید رفتار خود را تغییر دهد. رفتار جدید خانم A باعث شد همسر و فرزندان او خودشان را با شرایط جدید وفق دهند و حقوق او را به رسمیت بشناسند،اما مدتها طول کشید تا خانم A  توانست خواسته های خود را بقبولاند زیرا کسانی که عادت کرده اند دیگران را قربانی کنند معمولاً بدون جنگ و جدال دست از رفتار خود نمی کشند.اما او مصمم بود و می توانست در این درگیری ها برنده شود. وقتی بچه ها به او بی احترامی می کردند با صدای بلند و به صورت قاطع از آنها می خواست که به وظایف روزمره خود عمل کنند و از مسئولیتهای شان طفره نروند. این رفتار برای بچه ها کاملا غیرمنتظره بود. زیرا آنها تابه حال ندیده بودند که مادرشان سر آنها داد بزند و یا صدایش را بلند کند.فرزندان خانم A خیلی زود متوجه شدند که او خیال ندارد بیشتر از این نقش یک قربانی را بازی کند.خانم A به همسرش هم نشان داده بود که از این پس باید با او چگونه رفتار کند. یکی از حربه های شوهرش عصبانیت و برخورد با بیزاری از او بود،به خصوص وقتی فرزندان یا افراد بزرگسال دور و برشان بودند و می توانستند حرفهای او را بشنوند.خانم A همیشه بعد از شنیدن حرفهای شوهرش در خود فرو رفته بود ، او نمی خواست قیل و قال به پا کند، به همین خاطر همیشه نگران ، آرام و مطیع بود. اولین کاری که باید انجام می داد این بود که با صدای بلند رو در روی شوهرش بایستد و بعد اتاق را ترک کند. در روزهای اول ، همسر و همه کسانی که دور و برشان بودند، کاملاً شوکه شدند . خانم A مطیع ورام اکنون حرف خود را رک و پوست کنده می زد.پس از چند ماه تلاش، خانم A  گزارش داد که همه اعضای خانواده با او به شکلی دیگر برخورد می کنند،همه آنها سعی کرده بودند به او بگویند خودخواه است ، مثلا گفته بودند : اصلاً جالب نیست ، مامان تو نباید این طور حرف می زدی و یا اگر ما را دوست داشتی این قدر بدجنس نبودی. خانمA این حرفهای خانواده را نادیده گرفت در نتیجه این سخنان از طرف آنها تکرار نشد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه 18 آذر1387 توسط گیلدا |

مردم با شما همان گونه رفتار می کنند که به آنها آموخته اید. « وین دایر»

نوشته شده در تاريخ شنبه 16 آذر1387 توسط گیلدا |

در سرزمین خود هرگز پیغمبر نخواهی شد.هرگز همه تو را درک نخواهند کرد و اگر سعی کنی تا خودت را به همه ثابت کنی همیشه به یک قربانی تمام عیار تبدیل خواهی شد. بی سرو صدا و در خلوت خود موفق بودن به معنای چشمک زدن به همه دنیاست ، با این درک زیرکانه هر چه انجام می دهی برای خیر خودت است و در درون خود دارای یک آزادی هستی که مجبور نیستی درباره آن با کسی حرف بزنی. برای این که در روی زمین به طور کامل تایید شوی باید مدتهای مدیدی ، این کره خاکی را ترک کرده باشی و وقتی این موضوع را فهمیدی دیگر تایید را از کسی گدایی نخواهی کرد و زندگی ات به مراتب دلنشین تر خواهد شد آن هم وقتی که در همین کره خاکی زندگی می کنی .

مردم پیامبران خود را قبول ندارند و آنان را به قتل می رسانند ، اما شهدای خود را دوست دارند و برای کشتگان خود حرمت قایل می شوند. «داستایوفسکی»

پس چرا خودت را به کشتن می دهی حتی اگر جسماً زنده بوده ، روان خود را به کشتن داده باشی. و بالاتر از این ، چرا وقتی از این دنیا پا پس کشیده ای باید محترم شمرده شوی؟تصمیم بگیرید که در حال زندگی کنید و بپذیرید که لازم نیست همه مردم،به طور همزمان شما را تایید کنند. این انتخاب کاملا به عهده خود شماست.

 

                                                                     وین دایر

 

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 آذر1387 توسط گیلدا |

تیر اندازی که بی هدف شلیک می کندهمه مهارتها را داراست . وقتی کار را جدی می گیرد دستانش به رعشه می افتد. وقتی پای جایزه به میان می آید، می ترسد . حال بیشتر به بردن فکر می کند تا به تیر انداختن و همین نیاز به بردن است که قدرتش را می خشکاند .

تنها زمانی می توانیم بهترین بازی را ارائه بدهیم که نتیجه بازی را فراموش کرده باشیم و تمام حواسمان متوجه این لحظه باشد .

اگر فکر می کنید که تمام دنیا رو در روی شما ایستاده است . همین خواهد شد .

چه در ورزش و چه در زندگی ، همواره باید بر خواسته هایتان تمرکز کنید .وقتی به چیزهایی فکر می کنید که دوست ندارید اتفاق بیفتند همانها اتفاق خواهند افتاد.چون ذهن انسان بر اساس تصویرهای که به او داده می شود عمل می کند .پس: بر خواسته هایتان تمرکز کنید نه بر ترسهای خود .

نوشته شده در تاريخ جمعه 1 آذر1387 توسط گیلدا |
قالب وبلاگ